تبليغاتX
سیب سبز

کجایی ای دستگیر

تنها ماندیم، در نابودها بودنی نیافتیم

نیمی از آمدنت ترس دارند و نیمی تردید و اندکی با حضور قلب، آمدنت را طلب ‏می‌کنند

تنهاییم و قدممان یارای رفتن ندارد‏

هر آن وجود منجی‌ات را بیشتر خواهانیم

ما را به حال خود وامگذار

ما را دستگیری جز تو نیست

هان ای پرنده انسان باز ای به این پست خاک

و ما را رهنمون باش

 

+     فانوس خیس  | 

دَحوُ الارض


بیست و پنجم ماه ذی القعده روز دحوالارض است. دحوالارض را چنین معرفی می کنند "روزی كه زمین از زیر کعبه كشیده و گسترانیده شد" .

گر چه این مطلب یعنی کشیده شدن و گسترانده شدن زمین در وهله اول عجیب به نظر میرسد اما تعریف واضح تر این موضوع این است که گفته شود :

پس از آنکه تمام سطح کره زمین به مدت طولانی در زیر آب فرو رفته و خداوند خواست تا آن را از زیر آب بیرون آورد که صحنه زندگی موجودات مهیا گردد ، اولین نقطه ای که از زیر آب سر بیرون آورد همان مکان مقدس کعبه و بیت الحرام بود . این واقعه نشان دهنده اهمیت این نقطه و مرکزیت آن برای همه عالمیان است .

در واقع دحوالارض روز شروع حیات بخشی خداوند به جهان خاکی است كه توجه به آن در روایات و تعیین اعمال خاص همچون روزه ، عبادت ، دعا و غسل واهتمام به آن از سوی معصومین (ع) نشانگر عنایت حضرت حق به این روز با برکت است .

تعبیر به اینکه "در روز دحو الارض رحمت خدا منتشر گردیده و از براى عبادت و اجتماع به ذكر خدا در این روز، اجر بسیار است" و امثال آن ، مومنین را بر انجام مستحبات مخصوص این روز ترغیب می نماید . درباره روزه این روز آمده است :

روزه این روز همانند روزه هفتاد سال است .

روزه این روز کفاره گناهان هفتاد سال است .

برای روزه دار این روز هرکه و هرچه در میان آسمان و زمین است استغفار می کند و ...

روایت است که امام رضا علیه السلام فرموده اند: درشب بیست و پنجم ماه ذى القعده حضرت ابراهیم (ع) و حضرت عیسى (ع)متولد شده اند. و نیز در این روز رسول خدا صلى الله علیه و آله ، به قصد حجة الوداع از مدینه به همراه یكصد و چهار هزار یا یكصد و بیست و چهار هزار نفر از راه شجره به مکه عزیمت نمودند که حضرت فاطمه (ع ) و تمامى زوجات آن حضرت نیز ایشان را همراهی می کردند .

و نیز در روایتی است که در این روز قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام خواهد نمود .

 

 

+     فانوس خیس  | 

اسلحه‌ای كه باید همیشه همراهتان باشد

دعا

یاران، در محضر رسول خدا اجتماع كرده بودند.

آن حضرت رو به آنها كرد و فرمود:

«آیا شما را به اسحه‌اى كه، موجب نجات شما از دشمن مى گردد و باعث افزایش روزى شما مى شود، راهنمایى نكنم».

حاضران مشتاقانه گفتند: چرا! راهنمایى كنید .

پیامبر فرمود: شب و روز پروردگار خود را بخوانید و دعا كنید.

چرا كه اسلحه مؤمن، دعا است ؛ فَاِنَّ سِلاحَ المُومنِ الدُّعا

 

 

+     فانوس خیس  | 

 

وقتى پاى در زمين گذاشتى، ذرّات زمين، برايت دست افشانى كردند ؛ براى تو اى آبروى آب‏ها! پاكى دامنت تمام چشمه‏هاى جهان را شرمنده كرده است.

نوزادِ بشارتْ داده بادها بودى. و بعد كه قد كشيدى و به جاده‏ها پيام گام‏هايت را دادى، همه شهرها در انتظار چشيدن غبار كف پايت بودند.

اما چه شد كه كوير تب‏زده قم، افتخار پيدا كرد تا سفره ميزبانى را براى روزهاى آمدنت مهيّا كند و آسمانِ هميشه داغ و بى‏بارانش به يُمن قدومت، دستمال خيس و نمدار ابرها را بر چهره‏اش بكشد و هواى باران دقيقه‏هاى قم را برآشوبد؟

روزهاى دلخوش‏كننده‏اى است وقتى كه موساى كاظم(ع) (مردِ هميشه تبعيدها و زندان‏ها ) بشنود كه هديه الهى‏اش دختر پيچك‏ها و اقاقى‏هاست كه آهنگ گريه‏اش بوى لبخند را بر دامن فرشته‏ها پراكنده است.

 

 

+     فانوس خیس  | 

روزی عزرائیل نزد موسی علیه‌السلام آمد، موسی علیه‌السلام پرسید: «برای زیارتم آمده‌ای یا برای قبض روحم؟»

عزرائیل: برای قبض روحت آمده‌ام.

موسی: ساعتی به من مهلت بده تا با فرزندانم وداع کنم.

عزرائیل: مهلتی در کار نیست.

موسی علیه‌السلام به سجده افتاد و از خدا خواست تا به عزرائیل بفرماید که مهلت دهد تا با فرزندانش وداع کند.

خداوند به عزرائیل فرمود: «به موسی علیه‌السلام مهلت بده!» عزرائیل مهلت داد. موسی علیه‌السلام نزد مادرش آمد و گفت: «سفری در پیش دارم!»

مادر گفت: «چه سفری؟»

موسی علیه‌السلام فرمود: «سفر آخرت.» مادر گریه کرد.

موسی علیه‌السلام نزد همسرش آمد، کودکش را در دامن همسرش دید، با همسر وداع کرد، کودک دست به دامن موسی علیه‌السلام زد و گریه کرد، دل موسی علیه‌السلام از گریه کودکش سوخت و گریه کرد.

خداوند به موسی علیه‌السلام وحی کرد: «ای موسی! تو به درگاه ما می‌آیی، این‌گریه و زاریت چیست؟»

موسی علیه‌السلام عرض کرد: «دلم به حال کودکانم می‌سوزد.»

خداوند فرمود: «ای موسی! دل از آنها بکن، من از آنها نگهداری می‌کنم و آنها را در آغوش محبتم می‌پرورانم.»

دل موسی علیه‌السلام آرام گرفت. و به عزرائیل گفت: جانم را از کدام عضو می‌گیری؟

عزرائیل: از دهانت.

موسی: آیا از دهانی که بی‌واسطه با خدا سخن گفته است جانم را می‌گیری؟

عزرائیل: از دستت.

موسی: آیا از دستی که الواح تورات را گرفته است؟

عزرائیل: از پایت.

موسی: آیا از پایی که من با آن به کوه طور برای مناجات با خدا رفته‌ام؟

عزرائیل نارنجی خوشبو به موسی علیه‌السلام داد، موسی علیه‌السلام آن را بو کرد و جان سپرد. فرشتگان به موسی علیه‌السلام گفتند: یا اهون الانبیاء موتا کیف وجدت الموت؛ ای کسی که در میان پیامبران، از همه راحت‌تر مردی، مرگ را چگونه یافتی؟» موسی علیه‌السلام گفت: کشاة تسلخ و هی حیة؛ مرگ را مانند گوسفندی که زنده پوستش را بکنند، یافتم.»

منبع : مناهج‌ الشارعین، (علامه میرداماد)، ص 590

 

 

+     فانوس خیس  | 

 

از امام عبدالرحمان اَكّاف – رحمة الله علیه _ پرسیدند كه :

كسی كه قرآن می خواند و نمی داند كه چه می خواند ، آن را هیچ اثری بود ؟

گفت : كسی كه دارو می خورد و نمی داند كه چه می خورد ، اثر می كند .

قرآن چگونه اثر نكند ؟

بلكه بسی اثر كند !

چه رسد كه داند چه می خورد !

تذكرة الاولیاء

 

 

+     فانوس خیس  | 

 

شنیدند كه رابعه عدویه – رحمة الله علیها – در مناجات می گفت :

الهی ! مرا از دنیا هر چه قسمت كرده ای به دشمنان خود ده

و از آخرت ، هر چه قسمت كرده ای به دوستان خود ده

كه مرا تو بسی !

الهی ! كار من و آرزوی من در دنیا ، از جمله ی دنیا ، یادت بس !

و در آخرت ، از جمله ی آخرت ، لغایت بس !

از من این است كه گفتم ؛

تو هر چه می خواهی ، می كُن !

 

تذكرة الاولیاء  

 

 

+     فانوس خیس  | 

 

امشب جلسه فرهنگي مهمي در پيش است . همه كارشناسان ، دور هم جمع اند .

 

قابيل : مخترع قتل هاي برادرانه .

شداد : معمار بهشت هاي نديده و نشنيده .

نمرود : سردار جنگ هاي پيشرفته با خدا و فرشتگان .

فرعون : خداي مصر ؛ خدايي كه با بندگانش سرِ جنگ داشت .

 

امشب جلسه فرهنگي مهمي در پيش است . همه فكر مي كنند و حرف مي زنند . در مورد اين كه چگونه خدا را در سياهچال هاي مخوف ، زنداني كنند .

 

در مورد اين كه چگونه حكم اعدام جبرييل را صادر كنند .

 

جلسه به طول مي انجامد . همه خسته هستند . نيمه هاي شب ، در باز مي شود و ابن ملجم وارد مي شود . لبخندي بر لب دارد . در مردمك چشم هايش شيطان جريان دارد . افراد جلسه ، چشمشان به ابن ملجم و لبخند پيروزمندانه او مي افتد . خستگي شان در مي رود .

 

+     فانوس خیس  | 

 

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم 

چت

گفتی: ... فَإِنِّي قَرِيبٌ...

     .:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.

 

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می‌شد بهت نزدیك شم 

گفتی: وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ

     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.

 

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد! 

گفتی: أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ...

     .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

 

 

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی 

چت

گفتی: وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ...

     .:: پس از خدا بخواهید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.

 

 

گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار می‌تونم بكنم؟      

چت

گفتی: أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ ...

     .:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

 

گفتم: دیگه روی توبه ندارم 

گفتی: ... اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (2) غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِِ ...

     .:: (ولی) خدا عزیزِ و داناست، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.

 

 

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟  

چت

گفتی: إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا

     .:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

 

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟ 

چت

گفتی: وَ مَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ...

     .:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

 

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم!  ...  توبه می‌كنم 

چت

گفتی: إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ...

     .:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

 

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك     

چت

گفتی: أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ ...

     .:: خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

 

 

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟ 

چت

گفتی:

 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا (41) وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا (42) هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا

.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

 

با خودم گفتم: خدا... خالق هستی... با فرشته‌هاش... به ما درود بفرستن تا آدم بشیم؟! ... ... ...

منبع : سایت تبیان

 

 

+     فانوس خیس  | 

هر وقت خواستی پارچه ای بخری ، آن را در دست مچاله كن و بعد رهايش كن ؛ اگر چروك برنداشت جنس خوبی دارد .

 

حال آدم ها هم همين طور هستند . آدم هايی كه بر اثر فشارها و مشكلات شيوه ، اخلاق و رفتارشان عوض می شود و چروك برمی دارد ،‌ اينها جنس خوبی ندارند .

و جنس پيامبر جنس خوبی بود . از اين رو می فرمود : هيچ پيامبری به قدر من اذيت نشد و آزار نديد . اما همين پيامبر هيچ گاه خم به ابرو نياورد . هيچ گاه شيوه و شخصيتش تغيير نكرد ؛ چون شخصيت او با نخ آيات قرآن بافته شده بود .

 

 

+     فانوس خیس  |